تبلیغات
!!شادی امروز من از غم دیروز من مهمون این دل شده!! - به مناسبت سالروز درگذشت فریدون مشیری

!!شادی امروز من از غم دیروز من مهمون این دل شده!!

چهارشنبه 2 آذر 1384

به مناسبت سالروز درگذشت فریدون مشیری

نویسنده: loverman   طبقه بندی: عمومی، 

به مناسبت سالروز درگذشت فریدون مشیری

بی ‌‏تو اما به چه حالی من از آن كوچه گذشتم

  فریدون مشیری 30 شهریور ماه 1305 در تهران متولد شد ، او در تغزل سرایی و چهاره پاره سرایی دنبال رو فریدون توسی بود و در دهه 30 گرایش به نوعی شعر رمانتیك داشت .

 moshiriمنبع http://www.newsnet.ir

  او در سال 1334 مجموعه شهر "تشنه طوفان "، در سال 1335 "گناه دریا "و " نایافته "را در سال 1336 در قالب چهاره پاره و در قالب اشعاری غنایی ، عاشقانه و جوان پسند ‏سروده‌‏است ، و به گونه‌‏ای با درد و غم ، به سرخوردگی و ناكامی‌‏های دنیای جوانی بسیار نزدیك شد ، بی‌‏آن كه حركت و پویشی از خود نشان دهد ، این شیوه در مجموعه‌‏های بعدی او " اَبر 1340 و " بهار را باور كن 1347" نیز دنبال شد و به تحولی نینجامید ، هر چند در این دهه و مراحل بعدی ، در محتوا و لفظ او ، نوعی پختگی و كمال فكری و فلسفی با گوشه چشمی به مسائل رقیق اجتماعی قابل تشخیص است.
مشیری ، پس از آن كه در دهه بعد سه مجموعه دیگر یعنی "ابر و كوچه" 1346 بهار را باور كن1347" و "پرواز با خورشید 1348" را منتشر كرد ، هرچند این مجموعه‌‏ها در همان مسیر اندیشه قبلی او بود ، با این حال از نظر فرم و قالب ، تمایل‌‏هایی به شیوه نیمایی و از نظر اندیشه ، ‌‏گرایشی به زمینه‌‏های اجتماعی در شعر او دیده می‌‏شود .
جلب علاقه روشنفكران ایرانی به موضوعات اجتماعی و توجه زیاد به مسائل سیاسی و اجتماعی برون مرزی و جریان‌‏های حاد جهانی مثل جنگ جهانی دوم و پیامدهای ناگوار آن و مساله ویتنام در دهه 30 و 40 به شعر كسانی مانند مشیری هم سرایت كرد ، چنانچه یكی از مشهورترین و شعاری‌‏ترین شعرهای این دوره در مورد جنگ ،یعنی "مرگ انسانیت" سروده اوست .
با همه توجهاتی كه مشیری در این دوره از خود نشان می‌‏دهد ، شعر او در بعد كلی از جنبه رمانتیسم فراتر نمی‌‏رود و نمی‌‏تواند جایگاه ویژه‌‏ای در شعر معاصر به خود اختصاص دهد.
مشیری سرانجام در دوم آبان ماه1379 در تهران درگذشت . شعر "كوچه" مشهورترین سروده مشیری است كه مورد اقبال عمومی قرار گرفت.

نظرات() 
فاطمه
پنجشنبه 3 آذر 1384 03:11 ق.ظ
لیت شعری این استقرت بک النوی .....

مهدی (عج) جان!
ای کاش میدانستم چشمان پاک کدامین خاک حضور سبز تو را به تماشا نشسته است و بر نرمی قدمهایت بوسه میزند؟

مولای من!
ای کاش میدانستم کدامین سرزمین غریب با وجود نازنین تو آشنایی دارد
و آغوش خویش را برای مهربانی هایت گشوده است؟

.... یابن الحسن!
سخت است برای من که سایه تمام مردم را از میان کوچه نگاهم بگذرد،
اما پنجره چشمانم به روی خورشید زیبای تو بسته باشد
و باغ دلم از بهارت بی نصیب بماند.


سلام .....

وبلاگ زیبایتان را به تقدیر می نشینم ...

در پناه حضرت دوست موید و مهدوی باشید .....

فاطمه
پنجشنبه 3 آذر 1384 02:11 ق.ظ
لیت شعری این استقرت بک النوی .....

مهدی (عج) جان!
ای کاش میدانستم چشمان پاک کدامین خاک حضور سبز تو را به تماشا نشسته است و بر نرمی قدمهایت بوسه میزند؟

مولای من!
ای کاش میدانستم کدامین سرزمین غریب با وجود نازنین تو آشنایی دارد
و آغوش خویش را برای مهربانی هایت گشوده است؟

.... یابن الحسن!
سخت است برای من که سایه تمام مردم را از میان کوچه نگاهم بگذرد،
اما پنجره چشمانم به روی خورشید زیبای تو بسته باشد
و باغ دلم از بهارت بی نصیب بماند.


سلام .....

وبلاگ زیبایتان را به تقدیر می نشینم ...

در پناه حضرت دوست موید و مهدوی باشید .....

 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر

آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :